از من مگیر کناره که دریای من توئی. تا ریشه هایش را با ریشه های خورشید گره زند. ستاره ها از نگاهش آب می نوشیدند. ومن در سایه سار آمدنش خوشه خوشه نسیم می چینم. اینک به جستجوی تو هزار سینه سرخ، بال گشاده خورشید را در لابلای درختان جستجو می کنند
من آن قوی تشنه ام که به ساحل نشسته ام.

دستانش را به باد می سپرد
نگاهش آیینه گردان دلتنگی از سرزمین پریشان
وهزار چشم در انتظار آمدنت مژه آراسته اند.

+ نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط سایه |

