فرسوده فرسنگ شدن ها بي دغدغه تن داده به اين سنگ شدن ها آه اي نفس از نفس افتاده، كجا رفت در ناي ني افتادن و آهنگ شدن ها كو ذوق چكيدن ز سر انگشت جنون كو؟ جاري به رگ سوخته چنگ شدن ها زين رفتن كاهل چه تمناي فتوحي تيمور نخواهي شد از اين لنگ شدن ها پاي طلبم بود و به منزل نرسيدم من ماندم و فرسوده فرسنگ شدن ها
ديري است كه دل آن دل دلتنگ شدن ها
+ نوشته شده در یکشنبه 6 آبان1386ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط سایه |

