تبليغاتX
سایه سکوت - مهدي مظفري ساوجي

من همسفر شرابم از سرخ به زرد

مثل بومي که يکجا
پاشيده اند رنگ ها را بر آن
بسته مانده ام
 پنجره اي
 بر ديوار
مي نويسم و چشمم
گره مي خورد با بهار
با دو برگ نازک غمگين اش در دست
بر تن اين کندة خالي
که نشسته ام بر آن


مي نويسم و چشمم
با دو برگ نازک غمگين
گره خورده است

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 5:33 قبل از ظهر  توسط سایه  |