مثل بومي که يکجا مي نويسم و چشمم 
پاشيده اند رنگ ها را بر آن
بسته مانده ام
پنجره اي
بر ديوار
مي نويسم و چشمم
گره مي خورد با بهار
با دو برگ نازک غمگين اش در دست
بر تن اين کندة خالي
که نشسته ام بر آن
با دو برگ نازک غمگين
گره خورده است
+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 5:33 قبل از ظهر  توسط سایه |

